دانش اخلاقی سقراط

(علم اخلاق سقراط)

The Socratic Ethics

دانش اخلاقی / علم اخلاق سقراط چه بوده است؟

آموزش های اخلاقی سقراط تنها پند و اندرز نبود، او برای نیکوکاری و درست کرداری

پایه های علمی و عقلی می جست، کردار بد را از اشتباه و نادانی می دانست و می گفت:

مردم از روی آگاهی و عمد دنبال بد کرداری نیستند، اگر خوبی را بدانند که چیست، البته

آن را برمی گزینند. پس باید در شناسایی خوبی کوشید. مانند اینکه باید دانست که شجاعت

چیست؟ عدالت کدام است؟ پرهیزکاری یعنی چه؟ و راه شناخت اینها آن است که آنها به

درستی تعریف و شناسانده شوند.

این است که یافتن تعریف صحیح / شناسایی درست در حکمت سقراط بسیار مهم است و

همین است که افلاطون و به ویژه ارسطو دنبال آن را گرفته و برای یافتن تعریف حد به

شناسایی نوع، جنس و فصل – یعنی کلیّات – پی برده و گفت و گوی تصور، برهان و

قیاس به میان آورده و دانش / علم منطق را پایه گذاشتند و هر چند که ارسطو پایه گذار

علم منطق است، اما برتری با سقراط است که راه را باز کرده است.

سقراط برای رسیدن به شناسایی درست / تعریف صحیح، شیوه ی استقراء به کار می برد.

یعنی در هر باب گواه ها و مانندهایی از امور روزمره می آورد و آنها را مورد پژوهش و

مطالعه قرار می داد و از این جزییات کم کم به کلیات می رسید و پس از دریافت قاعده کلی،

آن را به تمام موردهای خاص تطبیق و تعمیم می داد.

او برای تعیین تکلیف خصوصی کسان نتیجه می گرفت و بنابراین می توان گفت که پس از

استقراء به شیوه ی استنتاج و قیاس نیز می رفت و در هر صورت بدیهی است که

رشته ی استدلال مبتنی بر تصورات کلی را سقراط به دست افلاطون و ارسطو داده، و

از این رو او بانی حکمت / فلسفه ی مبنی بر کلیات عقلی شمرده شده اسا که مدار دانش

و حکمت / علم و فلسفه بوده است.

باورهای سقراط را در مبانی پرسش های مهم فلسفی به درستی نمی توان روشن کرد.

زیرا او هرگز بطور قطعی به بیان دانش نمی پرداخت و آموزش های خود را هم

نمی نوشت، از این رو جز آنچه پیروان او به ویژه گزنفون، افلاطون و ارسطو گفته اند،

چیزی برای پی بردن به آموزش های او در دست نیست که مهمترین آنها نوشته های

افلاطون هستند، اما او هر چه نوشته از سوی سقراط گفته و به درستی نمی توان باورهای

استاد و شاگرد را از یکدیگر جدا کرد. آنچه که کم و بیش به یقین می توان دانست این است

که کوشش سقراط بیشتر بر اخلاق بوده، و بنیاد آموزش او این که: انسان جویای خوشی و

خوشبختی است و جز این تکلیفی ندارد. اما خوشی با به کار گیری لذت ها و شهوت ها به

دست نمی آید، بلکه با جلوگیری از خواهش های نفسانی و وجود بهتر برآورده می شوند.

خوشبختی انسان ها همراه با خوشبختی دیگر انسانها است و بنابراین خوشبختی هر کس

در این است که تکلیف و وظیفه ی خود را نسبت به دیگران انجام دهد. از آنجا که

نیکوکاری  بستگی به شناسایی خوب و بد – یعنی دانایی – است، پس برتری داشتن جز

به دانش و حکمت نیست. اما دانش

چون در مورد ترس و بی باکی – یعنی دانستن اینکه از چه باید ترسید و از چه نباید

ترسید – شجاعت است و

چون در مورد خواهش های نفسانی و وجود به کار رود، پاکدامنی و عفت است و

هرگاه دانش برای قاعده هایی که حاکم به رابطه های مردم بر یکدیگر می باشد، گفته شود،

عدالت است و

اگر به وظیفه های انسان نسبت به وجود آورنده / خالق گفته شود، دینداری و خداپرستی

است.

این برتری های پنجگانه – حکمت، شجاعت، عفت، عدالت و خداپرستی –  نخستین مبانی

دانش اخلاقی سقراط بوده است.

اراده آزاد نیست، یعنی انسان در انجام امور نمی تواند مختار باشد مگر اینکه از عقل خود

پیروی کند که در آن صورت خوبی را برمی گزیند.

برگرفته از:

 

نوشتار: سیر حکمت در اروپا (جلد 1)

نوشته: محمد علی فروغی

زمینه نوشته پیوسته پیشین: