تونی کرتيس

Tony Curtis

:زندگینامه

 تونی کرتيس با نام برنارد شوارتس در سوم جون 1925 ميلادی در

برانکس – نيويورک / امریکا – زاده شد. پدرش خیاطی فقیر و مجاری تبار

.بود 

پس از پايان تحصيلات در سيتی کالج آو نيويورک، بازيگری را در دراماتيک

.ورکشاپ نیویورک آموخت

 

طی جنگ دوم جهانی در نيروی دريايی خدمت کرد. پس از خدمت در نيروی

دریایی و پایان جنگ، بازيگری را در تآتر امپاير پلی يرز نيويوآرک در

ايالت نيوجرزی شروع کرد و بعدها به کارگاه تآتر چریلین و کارگاه نمایش

.والت ویتمن پيوست 

،از اوایل دهه 1940 بازیگری را در تآتر آغاز کرد و در اواخر همین دهه

بازيگری حرفه ای

بازیگری حرفه ای را با گروه بازيگران استنلی وولف شروع کرد و مدتی

کوتاه در اجراهای صحنه ای خارج از محدوده برودوی ظاهر شد

تونی کرتيس سال ها يکی از نمونه های قابل استفاده برای تصوير حماقت

سینما بود. همه از خود می پرسيدند چگونه اين پسرک اهل برانکس با موهای

چرب افتاده روی پيشانی را می توان جدی گرفت؟

تونی هنگام ایفای نقش در یکی از همین نمایش ها، مورد توجه کمپانی

.یونیورسال قرار گرفت و به هالیوود کشیده شد

/ آغاز بازيگری اش در سينما را با ايفای نقشی کوچک و کوتاه در فیلم دورويی

نارو / در راه وظيفه/ دستبرد در سال 1948 شروع و اندکی بعد در سلک بردگان

جوان و با استعداد کمپانی یونيورسال درآمد و در سال 1949 با آن قراردادی

امضاء کرد. دو نفر همزمان با يونيورسال قرارداد امضاء کردند: راک هودسن و

.تونی کرتيس

يکی از مزايای سيستم استوديو اين بود که تونی توانست طی مدتی کوتاه در

افیلم های بسیاری ايفای نقش کند که دلپذيرترين آنها عبارت بودند از: شهری

 آنسوی رودخانه، مهاجمان کانزاس و نقش کوتاه سرباز سواره نظام در فيلم

.وينچستر 73

در سال 1950، شرکت توليد فيلمی بنام کرتلی پروداکشنز تأسيس کرد

در سال 1951 با جنت لی ازدواج کرد 

 سپس نوبت به مجموعه ای از نقش های نخست در فيلم های حادثه ای رسيد

که برای برنی  مخفف برنارد – شوارتس دستگرمی بود. از آن جمله فيلم های

 سييرا و شاهزاده ای که دزد بود /  پرنس دزد بود و نخستين موفقيت کامل که

با فيلم هودينی در سال 1953 بدست آورد و در آن با ،همسر اولش، جنت لی

،همبازی بود. سپس می توان فيلم های: پسر علی بابا، قهرمان امريکا، ممنوع

سپر سياه فالورث / سپر سياه، نقاب ارغوانی، شش پل برای عبور، جنگل مربع و

.سال های روهايد را نام برد. اين دوران را شايد بايد آزمون استقامت تلقی کرد

اما تونی کرتيس شلوارهای چسبان و يونيفرم را با افتخار به تن می کرد و

.بر خلاف تعدادی از همقطاران ايرادگيرش، خود را جدی نمی گرفت

در سال 1956 ميلادی با فيلم بندباز، فيلمی که محتاطانه ورزش و احساس را

در هم آميخته بود، با جديت تمام کوشيد تا موقعيتش را بهبود دهد، اما زمانی که

.بار ديگر برای حضور در دنيای شهرنشين معاصر پذيرفته شد، خود را بازيافت 

مدت ها طول کشید تا تونی کرتیس شیفته بازیگری، به اعتباری حرفه ای دست

پیدا کند و خودش در این باره می گوید: همیشه از خدا می خواستم برای رهایی

.از فقر مرا بازیگر کند

در فيلم آقای کوری و در نقش سيدنی فالکو در فيلم بوی خوش موفقيت توانست

چيزی از آموخته های زندگی يک علی بابای اهل برانکس را نشان دهد. در اين

فيلم، تونی يکی از نخستين تصويرگران جاه طلبی غيراخلاقی امريکايی بود و

شخصيت بوقلمون صفتی شد که اين جاه طلبی را دارد. سال ها بيش از اينکه

.امريکا واقعا متوجه اين خصیصه اش شود، کرتیس مردی برای تمام فصول بود

فیلمنامه بوی خوش موفقيت با طعنه و نيش، فالکو را توصيف می کرد. اين

نکات به ته سيگارهايی می مانست که در چهره سرد و شيرين تونی فرورفته

بود. در عوض، تونی لطمه خورده با شجاعت و تلخی اجرای صحنه محشری را

ارائه داد و ستايش منتقدان را برايش به ارمغان آورد و جيمز کرتيس يا

آنتونی کرتيس، اکنون تونی کرتيس شده و به شهرت رسيد. کار تونی منحصر

به نوع خاصی نبود و به پشت گرمی حمایت منتقدان، او نتوانست از فيلم های

.تاريخی دور شود. فيلم هايی چون: وايکينگ ها، اسپارتاکوس و تاراس بولبا

در وايکينگ ها کوشيد تصوير جوان و شوخ را بشکند، اما اسپارتاکوس بود

که توانايی او را در بازيگری به اثبات رساند. هدايت استنلی کرامر در فيلم ستيزه

.جويان، نامزدی اسکار بهترين بازيگر مرد را برايش به دنبال داشت 

حدود بیست فیلمی که ابتدای دوران کارش بازی کرد، آثاری سطحی بودند. اما ثابت

کرد که می تواند کمدین قابلی باشد، به ویژه وقتی با بیلی وایلدر یا بلیک ادواردز

کار می کرد. پس حيطه ی کمدی را برای ماجراجويی برگزيد و بيلی وايلدر او را

در فيلم بعضی ها داغشو دوست دارن قرار داد. در اين فيلم درخشان، او

سنجيده ترين است: بطور زيرکانه زنانه تر از جک لمون است و تقليد درخشانی

از کری گرانت را به امتياز فيلم تبديل می کند، بليک ادواردز او را در کنار کری

گرانت برای فيلم عمليات زيرپيراهنی در نظر گرفت و تونی .به فالکوی کميکی

.تبديل شد که با اختلاف های جزيی متقاعد کننده و درخشانتر بود

 

تونی هنگام بازی در فیلم تاراس بولبا دل به کریستین کاوفمن باخت و در سال 1962 از جنت

.لی جدا و در 1963 با کریستین ازدواج کرد

.بطور کلی تونی در دهه 1960 بیشتر در فیلم های کمدی بازی کرد

وی پس از فيلم آن زن کی بود؟، در فيلم شياد بزرگ بسيار انعطاف پذير بود و يکی از بهترين

اجراهايش را ارائه داد. اما مهجور ماندن فيلم، ناشی از درک احتمالا اشتباه تونی از خودش

.است

،پس از فرورفتن در قالب کمدی نوبت به فيلم های چهل پوند دردسر / بيست کيلو دردسر 

وقتی پاريس می جوشد، خداحافظ چارلی و مسابقه بزرگ رسيد. سپس شور و شوق تونی

،کاهش يافت و نوبت کمدی های سرهم بندی شده و نامربوط رسيد مثل بوئينگ بوئينگ 

بدرود عزيزم / خداحافظ کوچولو، دردسر درست نکن / زيبا و پر دردسر، کمربند عفت و

مردان جوان در اتومبيل های اسقاط و به ظاهر شيک خود / جوانان جسور در

.ماشين های قراضه

وی در دهه 60، دو کمپانی با نام های کرتیس انترپرایزر و رینارد تأسیس کرد و در 1967

.از کریستین کاوفمن جدا شد

تونی کرتيس پس از پشت سر گذاشتن ناکامی ها در زندگی خصوصی و روان درمانی، به درون

نيروی گرانشی افتاد که در انتظارش بی مصرف مانده بود و به فيلم جانی بوستون ختم شد که به

وجه دراماتیک کارش قدرت بیشتری بخشید. خودش تصور می کرد که فيلم نقطه شاخصی در

کارنامه اش خواهد بود و در واقع این فیلم آخرین نقش مهم تونی را نمایش داد، چون پس از آن

،بیشتر در فیلم های کم هزینه، خارجی و تلویزیونی بازی کرد. بطوری که از سال های 1970 

.تونی به تلويزيون روی آورد 

 

وی در دهه 70 و اوایل دهه 80، در دو مجموعه تلویزیونی ظاهر شد که در

یکی از آنها به نام اغواگران / حادثه جویان (72- 1971) همراه با راجر مور

در انگلستان بازی کرد و بعد در فيلم لپکه مأيوس کننده بود. در فيلم کنت مونت

کريستو ايفای نقش شخصيت خبيثی شد. مجموعه .تلويزيونی بعديش مک کوی

.بود و در فيلم آخرين قارون / آخرین غول بازيگری بدون اعتقاد بود

در سال 1977، تونی داستان کوتاهی به نام کيد اندروی کودی و جولی اسپارو

منتشر کرد. در .فيلم خرس های بد خبر در ژاپن يک احمق بود

شماری از فيلم های اخيرش به فيلم هايی شباهت دارد که زمانی فالکوی متکی

به تاريکی در .جستجويش بود

 سپس تونی کرتيس فعاليتش را در تآتر متمرکز کرده است و موفقیت هایی

.به دست آورد 

از دهه 1980 که بازی هایش منحصر به نقش های دوم فیلم های کم اهمیت شده

.نبود، بیشتر به نقاشی می پرداخت

دخترش، جيمی لی کرتيس که حاصل ازدواجش با جنت لی است، نیز از بازيگران

.معتبر بوده است

 

تونی کرتیس در 29 سپتامبر 2010 میلادی به علت ایست قلبی در سن 85

.سالگی درگذشت

 

 

:فیلم ها

1949

ميلادی: شهر آنسوی رودخانه

دورويی/ نارو (در عنوانبندی نیامده)

                   يک قدم اشتباه بردار

                   خانم قمار می کند

                   فرانسيس

جانی خبرچين

 

1950

ميلادی: سييرا

                   دزد مغازه

                وينچستر 73 (در عنوانبندی نیامده)

                   مهاجمان کانزاس

                   

1951

ميلادی: دنی ویلسان را ببین/ دنی ویلسان را ملاقات کن (در عنوانبندی نیامده)

شاهزاده ای که دزد بود / پرنس دزد

جسم و خشم

 

1952

ميلادی: داماد اتاق ندارد

                   پسر علی بابا

 

1953

ميلادی: قهرمان امريکا

                   ممنوع

     هودينی

 

1954

ميلادی: جلوی زمين

             جانی دارک / جنون سرعت

              پس اينست پاريس / سه ملوان در پاریس

     سپر سياه فالورث / سپر سياه

 

1955

ميلادی: شش پل برای عبور

                   نقاب ارغوانی

                   جنگل مربع

 

1956

ميلادی: سال های روهايد

          بندباز

 

1957

ميلادی: آقای کوری/ قمارباز حرفه ای

                  داستان نيمه شب

                   بوی خوش موفقيت

 

1958

ميلادی: وايکينگ ها

                   ستيزه جويان

                   سلاطين پيش می روند

                   مرخصی درست حسابی/ مرخصی کامل

 

1959

ميلادی: بعضی ها داغش رو دوست دارن

                   عمليات زيرپيراهنی

                   

1960

ميلادی: اسپارتاکوس

                   په په (در عنوانبندی نیامده)

آن بانو کی بود / آن زن کی بود

                   شعبده باز جوان (تلويزيونی)

                   در تلاش معاش

 

1961

ميلادی: شياد بزرگ

                   بيگانه / قهرمان ايوجيما

 

1962

ميلادی: تاراس بولبا

                   

1963

ميلادی: سروان دکتر نيومن

                  چهل پوند دردسر / بیست کیلو دردسر

فهرست آدرين مسنجر / فهرست مرموز

                   

1964

ميلادی: وحشی و شگفت انگیز / وحشی و جذاب

                   خداحافظ چارلی

                   رابطه جنسی و دختر مجرد/ هوس و دختر تنها

وقتی پاريس می جوشد (در عنوانبندی نیامده)

 

1965

ميلادی: مسابقه بزرگ

                   بویينگ بویينگ

 

1966

ميلادی: اتاق وحشت (در عنوان بندی نیامده)

                   کاری با زن من نداشته باش! / شوخی با زن من هرگز

                   !بدرود عزيزم / خداحافظ کوچولو

 

1967

ميلادی: کمربند عفت

                   دردسر درست نکن / زيبا و پر دردسر

 

1968

ميلادی: جانی بوستون

                   بچه رزمری (فقط صدا)

 

1969

ميلادی: مردان جوان در اتومبيل های اسقاط و به ظاهر شيک خود / جوانان جسور

در ماشين های قراضه

 

1970

ميلادی: نمی توانی بر همه پيروز شوی/ دو ميهن پرست

                   فکر کن آنها اعلان جنگ دادند و هيچکس نيامد

 

1971-72

میلادی: اغواگران / حادثه جویان (تلویزیونی)

 

1973

ميلادی: دختر سوم از سمت چپ (تلويزيونی)

 

1974

ميلادی: لپکه

                   کنت مونت کريستو (تلویزیونی)

 

1975

ميلادی: جدايی بزرگ (تلويزيونی)

 

1976

ميلادی: آخرين قارون / آخرين غول

 

1977

ميلادی: کازانوا و همراهان

                   گروه شش نفره/ سکستت

                   روح خبيث

 

1978

ميلادی: دلار وگا (تلويزيونی)

                   خرس های بدخبر در ژاپن

                   کاربرها (تلويزيونی)

                   روزی که رفتم تمام شب باران آمد

 

1979

ميلادی: دوشیزه مارکر کوچولو

                   چهره یک میلیون دلاری (تلویزیونی)

 

1980

ميلادی: اول فیلم

آینه شکست

   

1981

ميلادی: همخانه ای ها: یک داستان عشقی (تلویزیونی)

 

1982

ميلادی: امواج مغزی

                   اتللو کماندوی سیاه 

                   تصویر خانم نمایشگر (تلویزیونی)

 

1984

میلادی: پادشاه شهر، پارسی فال کجاست؟

 

1985

ميلادی: تهدید

                   هاف نلسون (تلویزیونی)

                   بالبوآ

 

1986

ميلادی: شاهزاده خانم مافیا (تلویزیونی)

                   سرانجام فیلیپ بنتر

                   قتل در سه پرده

 

1988

ميلادی: نیمه شب

                     مسافر/ به آلمان خوش آمدید

 

1989

ميلادی: مرد خرچنگی از مریخ

                    پری دریایی بلند پرواز  

                   تارزان در منهتن (تلویزیونی)

                   والتر و کارلو در امریکا

 

1990

میلادی: روز شکرگزاری (تلویزیونی)

 

1991

ميلادی: قانون خون

                   تحت بازرسی

                   هدف اصلی

 

1992

ميلادی: مرکز عنکبوتی

                   کریسمس در کانکتی کات (تلویزیونی)

 

1994

ميلادی: برهنه در نیویورک

                   آخرین قهرمان فیلم های حادثه ای

                   زندگی مومیایی ها

                   راهزن 3: زیبا و راهزن

 

1995

میلادی: فناناپذیران

                   ادامه ماجراهای مرد خزنده

                   گنجه سلولی

                

1998

ميلادی: لوییس و فرانک

 

1999

میلادی: بازی با همه وجود

:زمینه نوشته پیوسته

:زمینه نوشته پیوسته دیگر