!صدایم کن

 :متن ترانه

 

!صدایم کن، تا امان یابد، عابری خسته، در شب باران

!صدایم کن، تا ببالم من، در سحرگاهان، با سپیداران

از آن سوی خورشید، از آن سمت دریا

!صدایم کن، صدایم کن، صدایم کن

!تو لبخند صبحی، پس از شام یلدا، از این تیرگی ها، رهایم کن

 

سکوت سرخ شقایق ها را، در این ویرانی، تو می دانی

غم پنهان نگاه ما را، در این حیرانی، تو می خوانی

از آن سوی خورشید، از آن سمت دریا

!صدایم کن، صدایم کن، صدایم کن

!تو لبخند صبحی، پس از شام یلدا، از این تیرگی ها رهایم کن

 

صدای باران، نوای یاران، به لحن تو نمی ماند

سکوت شب را، ز کوه و صحرا، نوای گرم تو می راند

در ابهام جنگل، کسی راز گل را، به غیر از تو نمی داند

!بخوان از بهاران، که با ساز باران، کسی چون تو نمی خواند

کسی چون تو نمی خواند

 

!صدایم کن، تا امان یابد، عابری خسته، در شب باران

!صدایم کن، تا ببالم من، در سحرگاهان، با سپیداران

از آن سوی خورشید، از آن سمت دریا

!صدایم کن، صدایم کن، صدایم کن

!تو لبخند صبحی، پس از شام یلدا، از این تیرگی ها، رهایم کن

!رهایم کن

!صدایم کن

:نشانه ها

 

ترانه سرا: سهیل محمودی

ترانه خوان: علیرضا افتخاری

ترانه ساز: عباس خوشدل

تنظیم کننده آهنگ: عباس خوشدل

آلبوم: صدایم کن

زمان اجرا: 1378 هجری خورشیدی

پخش از: آواز بیستون